دلبستگی به ژیلا کورم کرده بود ؛ اما حالا پشیمانم میخواهم طلاقش بدهم !

0
12297
Loading...

خانواده سرشناسي دارم و پدر و مادرم براي خوشبختي و موفقيت من که تنها پسرشان هستم هر کاري از دستشان بر مي آمده انجام داده اند، اما افسوس با ندانم کاري به بخت خودم لگد زدم و آرزوهاي قشنگ والدينم را به باد دادم.

havades-upu دلبستگی به ژیلا کورم کرده بود ؛ اما حالا پشیمانم میخواهم طلاقش بدهم !


پسر جوان افزود: سال دوم دانشگاه با خواهر يکي از هم‌کلاسي هايم که گاهي به خانه شان مي رفتم آشنا شدم. با اين که او به قول معروف امروزی بود و زیاد اهل پارتی و دوست پسر داشتن بود ؛ اما نمي دانم چرا با اولين نگاه، دلم لرزيد و يک دل نه صد دل خاطرخواهش شدم. من آن قدر شيفته اين دختر شده بودم که يک لحظه هم نمي توانستم از فکر او بيرون بيايم و به همين دليل موضوع را به خانواده ام اطلاع دادم و از آن ها خواستم هر چه سريع تر به خواستگاري دختر مورد علاقه ام بروند.

پدر و مادرم با شنيدن اين پيشنهاد خيلي خوشحال شدند و پس از چند ماه مراسم خواستگاري برگزار شد، اما آن ها با ديدن «ژيلا» و خانواده اش، مخالفت شديد خود را با اين ازدواج اعلام کردند و اين موضوع باعث شد تا بين ما اختلاف به وجود بيايد و متاسفانه من احترام خانواده ام را زير پا گذاشتم!

حدود يک ماه از اين ماجرا گذشت و پدرم که خيلي نگرانم بود روزي مرا صدا زد و گفت: ما به احترام تو تحقيقاتي هم انجام داده ايم اما اين دختر و خانواده اش، به راستي آدم هاي بي اعتباري هستند و دخترشان در شان ما نیست و مردم محل در مورد او حرفهای خوبی نمیزنند و یک کلام آنها به درد ما نمي خورند !

Loading...

با شنيدن اين حرف به جاي اين که کمي عقلم را به کار بيندازم، از کوره در رفتم و لج بازي هايم را ادامه دادم تا جايي که با تهديد به خودکشي يا فرار از خانه، خانواده ام را مجبور کردم دوباره به خواستگاري بروند و آنها هم که راهی جز تن دادن به خواسته تنها پسرشان نمی دیدند کوتاه آمدند و با برگزاري مراسم باشکوهي، من و ژيلا نامزد شديم، اما از شما چه پنهان در مدت کوتاهي فهميدم چه غلطي کرده ام و کاش يک ذره روي حرف هاي پدر و مادرم فکر مي کردم.

بعد از اینکه بیشتر به ژیلا نزدیک شدم و بیشتر باهم وقت گذاراندیم دیدم او هنوز از فکر پسرهایی که با آنها بوده بیرون نیامده و هنوز دوست دارد بیشتر وقتش در پارتی باشد و تمام وقت خودش را با دوستان بي سروپايش  صرف کند تا من ! اکثر مواقع شبها تا دیر وقت پارتی بود و قرص های روان گردان استفاده میکرد ! اين واقعيت تلخ خيلي مرا عذاب مي داد اما براي حفظ آبرو و غرورم تصميم گرفتم به خانواده ام چيزي نگويم و نامزدم را با ارشاد و نصيحت تغيير دهم ولي نه تنها در اين کار موفق نشدم بلکه او مرا تغيير داد ؛ داستان از آنجا بدتر شد که به من پیشنهاد داد برای بهتر شدن و لذت بیشتر بردن از رابطه جنسی مان مواد مصرف کنم  و من هم به شيشه و مواد روان گردان آلوده شدم ، اما حالا به خودم آمده ام و از اين راه خطا برگشته ام.

جوان ۲۲ ساله افزود:  خجالت مي کشم اين موضوع را به پدر و مادرم اطلاع بدهم و نمي دانم چه طور سرم را جلوي اقوام و آشنايان بالا بگيرم. قصد دارم ژيلا را طلاق بدهم چون او به راستي نمي تواند شريک معتبري براي زندگي و درآينده مادر خوبي براي فرزندانم باشد.

اميدوارم بتوانم رضايت والدينم که در اين مدت خيلي خون دل خورده اند را جلب کنم و از اين به بعد هر کاري را منطقي، عقلاني و حساب شده انجام بدهم.

منبع : روزنامه خراسان

Loading...

جواب دهید

نظر دهید
نام خود را وارد کنید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.