راز شهلا بعد از 4 سال متواری شدن بر ملا شد

0
303
Loading...


مرد میانسالی به نام چند روزی ناپدید می‌شود. مریم دختر حسن پس از گذشت چند روز که از پدرش خبری نمی‌شود، به پلیس مراجعه کرده و اعلام می‌کند، پدرش چند روزی است که مفقود شده است

با تشکیل پرونده مفقودی برای حسن، ماموران اداره پلیس و آگاهی از دوستان و اعضای خانواده حسن می‌خواهند تا برای بررسی بیشتر پرونده و بازجویی به اداره پلیس کنند. «شهلا» همسر دوم حسن نیز یکی از افرادی است که پلیس از او خواسته بود تا برای پاره‌ای از توضیحات به اداره پلیس برود، اما شهلا به ناگهان متواری می‌شود

با فرار «شهلا» پلیس متوجه می‌شود، احتمالا این زن درباره گم شدن «حسن» اطلاعاتی دارد، بنابراین جستجو‌ها برای دستگیری شهلا آغاز می‌شود. ۴ سال بعد شهلا که که هویتش را تغییر داده بود، شناسایی و دستگیر می‌شود

شهلا درباره مفقود شدن حسن به پلیس می‌گوید: من همسر دوم حسن بودم و جوان و بخاطر آسایش بیشتر با او ازدواج کردم اما او من را مجبور به انجام روابط جنسی نامشروع می‌کرد تا از این طریق درآمد کسب کند. مدتی بعد با کاظم آشنا شدم، او از من کوچکتر بود، اما من را به خوبی درک می‌کرد ؛ با او دوست شدم و او به من قول داد تا از دست حسن نجاتم دهد و با هم نقشه قتل حسن را کشیدیم

Loading...

وی ادامه می‌دهد: در شب حادثه من مقداری قرص خواب‌آور را در یک نوشیدنی مخلوط کرده و به حسن دادم، او پس از خوردن نوشیدنی بیهوش شد، زمانی که از بیهوشی حسن مطمئن شدم، با کاظم تماس گرفته و او به خانه ما آمد و با همکاری من کاظم نیز چندین ضربه پیاپی به بدن حسن وارد کرد و او را کشتیم و پس از مرگ در حیاط خانه و بین دو درخت گردو دفن کردیم

این زن خاطرنشان می‌کند: چند روز پس از مرگ حسن دخترش به پلیس شکایت کرد و من به همراه کاظم به همدان فرار کردیم و در آنجا با هم زندگی می‌کردیم و بعد از مدتی بچه‌ دار شدیم و با شناسنامه جعلی که متعلق به همسر اول کاظم بود، برای بچه شناسنامه تهیه کردیم

پس از اظهارات شهلا و اعتراف او به قتل حسن ماموران محل دفن شوهر سابقش را پیدا کرده و جسد حسن پس از ۴ سال کشف شد

Loading...

جواب دهید

نظر دهید
نام خود را وارد کنید