داستان زندگی مژده – شوهرم در خیانتم مقصر بود اما الان پشیمانم

0
212
Loading...


من مژده هستم و 30 سال دارم ، در 25 سالگی ازدواج کردم شوهرم از همان ابتدا از نظر جنسی ضعیف بود. دو سال بعد که بچه دارشدیم رابطه مان به هر سه ماه یک بار رسید. از طرفی کارهایی می کرد که به اعتیادش شک داشتم. اما هر وقت میگفتم یا مرا مسخره می کرد یا عصبانی می شد گاهی هم به چشم هایم نگاه می کرد و با اشکی که فکر می کردم از روی عشق و صداقت است قسم می خورد که من دارم اشتباه می کنم

این شک چند سال با من بود و مثل خوره مرا می خورد تا عاقبت زمانی که دیگر از چهره اش کاملا اعتیاد می بارید و دیگر همه فهمیده بودند به کمک یک روانپزشک به اعتیادش به تریاک اعتراف کرد و تحت درمان قرار گرفت. با این که از قلبم این همه سال فریبکاری شکسته بود

دو سال مثل پروانه دورش گشتم و مراقبت و پرستاری کردم تا با کمک متادون درمانی ترک کرد. گرچه بعد بارها ازش رفتارهای مشکوک دیدم و هنوز مطمن نیستم که دوباره مبتلا نشده باشد اما دیگر نسبت به قضیه بی تفاوت شده ام. بعد از شروع درمان اعتیادش با کمک یک سکس تراپیست کمی مشکل جنسی اش بهبود پیدا کرد اما باز کم کم متوقف شد طوری که بیش از سه سال است رابطه نداریم و این خیلی روی من اثر بدی گذاشته و مرا عصبی کرده است . من حتی به نوازش های ساده راضی بودم. بارها گفتم اگر با دستش هم مرا ارضا کند راضی هستم اما او از هر رابطه ای بیزار است

هیچوقت نمیخواستم اینجوری شود اما من هم زن هستم و نیازهایی دارم ؛ برای همین با پسری 25 ساله مجرد که البته مرد خیلی خوب و نجیبی است و تصور می کند من مطلقه هستم وارد رابطه شدم . به جز روابط تلگرامی و سینما و رستوران چند بار هم وارد روابط جنسی شدیم .

Loading...

الان شش ماه از شروع این رابطه می گذرد در کمال تعجب رفتار شوهرم کم کم بهتر شده. یک شب پیام های گوشی ام را می دیدم یک ویس از همان اقا دریافت کردم که میگفت دلش برایم تنگ شده. همسرم که گمان می کردم خواب است هراسان سراغم امد و پرسید که این صدا از که بود و من گفتم بخشی از یک کلیپ بود و قضیه را به شوخی و خنده رد کردم.

باورتان نمی شود اگر بگویم از ان روز مدام قربان صدقه ام می رود و به من محبت می کند. گرچه هنوز هیچ را بطه جنسی با هم نداریم اما دیگر از بددهنی و فحاشی به من خبری نیست

باور کنید من ادمی نبودم که به همسرم خیانت کنم حتی اگر سال ها نیازهای جنسی و مرا براورده نکند. مشکل من خشونت و بددهنی او بود و این که علیرغم اینهمه سال تحمل اعتیاد و بی پولی و ناتوانی جنسی به من تهمت های زشت می زد. گاهی دچار احساس گناه می شوم اما دیگر به ان مرد هم وابسته شده ام و دل کندن از او برایم سخت است. از طرفی از اینکه او را هم فریب داده و خودم را مطلقه معرفی کرده ام هم ناراحت هستم. از طرف دیگر هیچ معلوم نیست که این بهبود اخلاق همسرم همیشه ماندگار باشد. شاید در سایه ارامشی که از دوستی با ان اقا پیدا کرده و دیگر حساسیتی به رفتارهای همسرم ندارم اخلاقش بهتر شده است. می خواستم از شما راهنمایی بخواهم. لطفا مرا راهنمایی کنید که باید چیکار کنم . بخصوص اینکه او هم به این راحتی مرا طلاق نمی دهد و جدایی ما بدون مراجعه به دادگاه ممکن نیست

لطفا مرا راهنمایی کنید !

 

Loading...

جواب دهید

نظر دهید
نام خود را وارد کنید